ارتباط ریسک شرکت و نوسانات سود جامع

قسمتی از متن پایان نامه :

2.2.1.2  عوامل خرد

این عوامل موجب تغییر در ریسکی خواهند گردید که مربوط به وضعیت عمومی بازار نبوده و مختص وضعیت هر شرکت می باشد (ریسک غیرسیستماتیک) که به گونه اختصار عبارتند از:

2.2.1.2.1 اندازه تقاضا و کشش کالای تولیدی شرکت

اندازه تقاضا و کشش کالای تولیدی شرکت نیز بر ریسک سرمایه­گذاری در آن، تأثیر می­گذارد، به این معنی که هر چه اندازه تقاضای کالای تولیدی شرکت پایین­تر و کشش قیمتی برای کالای تولیدی بیشتر باشد، ریسک سرمایه­گذاری در آن شرکت نیز افزایش می­یابد.

2.2.1.2.2 سیاست­ها و خط­ مشی­های مدیریت

مدیریت شرکت می­تواند با به کارگیری استراتژی­های گوناگون در ارتباط با سرمایه در گردش، اندازه نقدینگی شرکت را تحت تأثیر قرار دهد. این استراتژی­ها را اندازه ریسک و بازده آنها مشخص می­کند. استراتژی­های سرمایه در گردش به دو دسته اسـتراتژی­های محافظه­کارانه و اسـتراتژی­های جسورانه تقسیم می­شوند:

استراتژی محافظه ­کارانه

استراتژی­های محافظه­کارانه آن می باشد که شرکت با نگهداری پول نقد و اوراق بهادار قابل فروش می­کوشد قدرت نقدینگی خود را حفظ کند. ریسک این استراتژی بسیار اندک می باشد، زیرا داشتن قدرت نقدینگی نسبتاً زیاد به شرکت این امکان را می­دهد که موجودی کالا را به مقدار کافی تهیه و اقدام به فروش نسیه کند. از این رو ریسک از دست دادن مشتری بسیار اندک می باشد، از طرف دیگر، نقدینگی نسبتاً زیاد به آنها این امکان را می­دهد که بدهی­های سر رسید شده را به موقع بپردازند و با خطر ورشکستگی مواجه نشوند. از طرف دیگر مدیر محافظه­کار می­کوشد تا در ساختار سرمایه شرکت، اندازه وام­های کوتاه­مدت را به حداقل برساند که این امر احتمال ریسک ورشکستگی (ناتوانی در بازپرداخت به موقع وام­ها یا تمدید آنها) را به شدت کاهش خواهد داد (نوو[1]، 1989، ترجمه جهانخانی و پارسائیان1380).

استراتژی جسورانه

مدیری که از استراتژی جسورانه بهره گیری می­کند، همواره می­کوشد تا وجوه­نقد و اوراق بهادار قابل فروش را به حداقل ممکن برساند. اگر مدیر جسورانه اقدام کند، درصدد بر می­آید تا وجوهی را که در موجودی کالا سرمایه­گذاری می­گردد به حداقل برساند و آنها را در فعالیت­های سودآور سرمایه­گذاری کند، در این وضعیت شرکت بایستی ریسک عدم پرداخت به موقع بدهی­های سررسید شده را بپذیرد. چنین شرکتی شاید نتواند پاسخگوی سفارش­های مشتریان باشد و از این لحاظ هم محتمل ضرر خواهد گردید (زیرا نمی­تواند فروش کند). از طرف دیگر مدیر جسور می­کوشد تا سطح وام­های کوتاه­مدت را به حداکثر برساند و دارایی­های جاری خود را از محل این وام­ها تأمین کند که در این وضعیت خطر و احتمال اینکه شرکت نتواند به موقع آنها را بازپرداخت کند (ریسک ورشکستگی) افزایش خواهد پیدا نمود، ضمن اینکه وقتی بازار با کمبود پول و اعتبار مواجـه می باشد، گرفتن وام­هـای کوتاه­مدت به آسانی میسر نمی­گردد و هزینه آنها بالا خواهد رفت (نوو[2]، 1989، ترجمه جهانخانی و پارسائیان1380).

این نوع ریسک که تحت عنوان ریسک مدیریت نیز شناخته می­گردد شامل دو ریسک می باشد:

  • ریسک تجاری[3]: ریسک ناشی از انجام تجارت و کسب و کار در یک صنعت خاص یا یک محیط خاص را ریسک تجاری می­گویند. به بیانی دیگر ریسک تجاری را در ناتوانی یک شرکت در پایداری صحنه رقابت، یا در حفظ نرخ رشد و یا ثبات اندازه سوددهی در کوتاه­مدت یا بلندمدت می­توان تعریف نمود. در چنین حالتی اندازه سود تقسیمی شرکت کاهش می­یابد و این کار بر بازدهی و تغییرپذیری بازدهی سالانه آثار نامطلوبی می­گذارد (جونز، 1943، ترجمه تهرانی و نوربخش1386).
  • ریسک مالی[4]: ریسک مالی، ریسک ناشی از به کارگیری بدهی در شرکت می باشد. شرکتی که اندازه بدهی آن بیشتر باشد، ریسک مالی آن افزایش می­یابد(جونز، 1943، ترجمه تهرانی و نوربخش1386). از نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام می­توان برای مقایسه­­ی اندازه ریسک مالی واحدهای تجاری مختلف بهره گیری نمود. به­طورکلی هرچه این نسبت بالاتر باشد، ریسک سرمایه­گذاری در آن شرکت بیشتر می­گردد.

2.2.1.2.3 وضعیت ساختار مالی شرکت

ساختار مالی شرکت که ترکیب بدهی­ها و حقوق صاحبان سهام آن را تعیین می­کند آثار هزینه­ای و ریسکی بر عملکرد شرکت دارد. ساختار مختلف تأمین مالی و اثر آن بر شرکت­های مختلف در شرایط متفاوت اقتصادی تفاوت خواهد داشت (عبداله زاده، 1381). برای مثال اگر در ساختار سرمایه شرکت اوراق قرضه وجود داشته باشد، احتمال دارد که شرکت دچار نوعی بحران مالی گردد. شرکت زمانی دچار بحـران مالـی می­گردد که نتواند اصـل و فرع بدهـی­های خود را در موعـد مقرر بپردازد (به­طورکلی نتواند، طبق مفاد قرارداد اقدام کند). به بیانی دیگر، اگر شرکتی اوراق قرضه منتشر کند، متعهد شده می باشد که از محل سودهای نامعلوم آینده، هزینه بهره ثابتی بپردازد. این اقدام باعث افزایش درجه ریسک و بازده سهامداران شرکت خواهد گردید. نرخ بازده سرمایه­گذاری شرکت بایستی بیش از نرخ بهره اوراق قرضه باشد تا سود هر سهم شرکت کاهش نیابد (نوو[5]، 1989، ترجمه جهانخانی و پارسائیان1380).

قابلیت نقدشوندگی دارایی­های یک واحد تجاری بر ریسک سرمایه­گذاری در آن، تأثیرگذار می باشد. قابلیت نقدشوندگی یک دارایی به معنای امکان فروش سریع آن می باشد. هر چه بتوان یک دارایی را سـریع­تر و با هزینه­ی کمتری به فروش رساند قابلیت نقدینگی آن بیشتر و ریسک سرمایه­گذاری در آن کمتر می باشد (ایکنز و میشیکن، 1999). شایان ذکر می باشد، این مفهوم در بعضی از متون تحت عنوان ریسک نقدینگی[6] هم معرفی می­گردد.

ثبات نسبی سودآوری یک واحد تجاری در سرمایه­گذاری در آن مؤثر می باشد، به این شکل که هر چه اندازه انحراف سودآوری سال­های گذشته و یا سودهای احتمالی دوره­های آتی نسبت به میانگین سود یا سود مورد انتظار بیشتر باشد، ریسک سرمایه­گذاری در آن واحد تجاری بالاتر و پیش روی ارزش آن کمتر خواهد بود (ایکنز و میشکن، 1999). این مفهوم که تحت عنوان ریسک نوسانات سود[7] شناخته می­گردد، عبارت می باشد از انحراف معیار نسبت سود به قیمت بازار (واتس و زیمرمن[8]،1986). نوسان­پذیری سود اغلب یکی از عوامل بالا بودن ریسک شرکت تلقی می­گردد.

2.2.1.2.4 اندازه وابستگی تولید شرکت به عوامل حیاتی و به خارج، وضعیت عمومی و جهانی منابع

صنایع مختلف و شرکت­های آن تحت تأثیر شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی جغرافیایی داخلی و خارجی می­تواند دچار رونق و رکود گردد. برای مثال، در صورت بهبود قیمت جهانی نفت، صنایع وابسته به فرآورده­های نفتی، تحت تأثیر قرار گرفته و سهام آن دارای رونق می­گردد یا در صورت بروز خشکسالی، صنایع وابسته به محصولات کشاورزی تحت تأثیر قرار گرفته و سهام آنها دچار رکود خواهد گردید (عبداله زاده، 1381). پس هر چه اندازه وابستگی تولید یک شرکت به خارج و عوامل حیاتی بیشتر باشد و وضعیت عمومی و جهانی منابع تولیدی موردنیاز شرکت نامساعدتر باشد، ریسک سرمایه­گذاری در آن شرکت افزایش می­یابد.

[1]. Raymond P. Neveu

[2]. Raymond P. Neveu

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[3] . Business Risk

[4] . Financial Risk

[5]. Raymond P. Neveu

[6] . Liquidity Risk

[7] . Income Volatility Risk

[8]. Watts &Zimmermann

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 پرسش ­های پژوهش:

براساس مطالعات اکتشافی و مطالب مطرح شده و پرسش آغازین ارائه شده در قسمت انتهایی اظهار مسئله پرسش­های زیر قابل طرح می باشد:

  1. آیا سود جامع نسبت به سود خالص نوسان بیشتری دارد؟
  2. آیا نوسانات سایر اجزای سود جامع[1] با ریسک بازار شرکت ارتباط معنی­داری دارد؟
  3. آیا نوسانات سایر اجزای سود جامع با قیمت بازار سهام شرکت ارتباط معنی­داری دارد؟
  4. آیا سود خالص نسبت به سود جامع قدرت پیش­بینی بیشتری برای پیش­بینی جریان وجه نقد عملیاتی دوره بعددارد؟
  5. آیا سود خالص نسبت به سود جامع قدرت پیش­بینی بیشتری برای پیش­بینی سود خالص دوره بعد دارد؟

[1] . در این پژوهش معیار محاسبه نوسانات سایر اجزای سود جامع برابر می باشد با مابه­ التفاوت نوسانات سود جامع و سود خالص.

پایان نامه رابطـه ریسـک شـرکت و نوسـانات سـود جامـع

پایان نامه رابطـه ریسـک شـرکت و نوسـانات سـود جامـع

پایان نامه - تز - رشته حسابداری