ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه و بازدهی غیر عادی و عدم تقارن اطلاعاتی شواهدی از بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

7-3-2- مدل‌های اندازه‌گیری محافظه کاری

پس از واتز (۱۹۹۳) باسو در سال ۱۹۹۷ پیشگام انجام تحقیقات در مورد محافظه کاری در دهه اخیر بوده می باشد و اولین پژوهش کمی در این ارتباط را انجام داده می باشد.و همچنین بعضی از پژوهشگران با تعدیل مدل باسو به مطالعه مفهموم محافظه کاری پرداخته اند که در ادمه به مطالعه آنها خواهیم پرداخت.

1-7-3-2- مدل باسو(1997)

باسو (۱۹۹۷) با استدلال که بازارهای کارا قیمت‌های بالاتری را برای سهام شرکت‌هایی دارای اخبار خوب و قیمت کمتری را برای سهام شرکت‌های دارای اخبار بد تعیین می‌نماید و همچنین طبق حسابداری محافظه کارانه شرکت‌های دارای اخبار خوب کلیه افزایش‌های تحقق نیافته در دارایی‌ها را تا زمان تایید پذیر شدن آن‌ها در صورت‌های مالی منعکس نمی‌کنند و شرکت‌های دارای اخبار بد کلیه کاهش در ارزش دارایی‌ها را در صورت‌های مالی منعکس می‌کنند مدلی را بر پایه ارتباط سود و بازده­ سهام جهت سنجش کمی اندازه محافظه کاری اعمال شده در صورت‌های مالی به وجود آوردند. این مدل از دو متغیر اصلی سود حسابداری و بازد سهام تشکیل شده و بر خلاف تحقیقات گذشته که همواره سود حسابداری به عنوان یک متغیر مستقل بکار برده می گردد؛ سود حسابداری در این مدل یک متغیر وابسته قلمداد می گردد. در این مدل بازده مثبت سهام به نمایندگی از اخبار خوب و بازده منفی به نمایندگی از اخبار بد به شمار می‌رود و فرض بر این می باشد که بین بازده سهام و سود شرکت‌هایی که دارای اخبار بد می‌باشند نسبت به سایر شرکت‌ها همبستگی قوی‌تری مستقر باشد. مدل ارائه شده توسط وی به تبیین زیر می باشد.

2-7-3-2- مدل ریچاردوری و واتز[1] ( 2006)

همان‌گونه که در بخش معیارهای خالص دارایی تصریح گردید بعضی از محققان مانند بیور و رایان (۲۰۰۰)، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری خالص دارایی‌ها را به عنوان یک معیار برای سنجش اندازه محافظه کاری در نظر گرفتند؛ پس از لحاظ تئوری بایستی بین این معیار و معیار باسو ارتباط مثبتی وجود داشته باشد اما بعضی از تحقیقات تجربی بیانگر وجود ارتباط منفی بین معیار با سو با ارزش بازار به ارزش دفتری خالص دارایی‌ها به عنوان یک معیار محافظه کاری بود. این موضوع سبب گردید تا انتقاداتی به مدل باسو وارد گردد. ریچاردوری و واتز (۲۰۰۶) با این استدلال که به کارگیری سود و بازده برای برآورد مدل باسو سبب می گردد که آثار انباشته مستمر و پیوسته محافظه کاری مغفول باقی بماند پیشنهاد نمودند که برای حل این مشکل به جای سود حسابداری از نسبت ارزش بازار خالص دارایی‌های تفکیک پذیر به ارزش دفتری خالص دارایی‌های تفکیک پذیر بهره گیری گردد. آن‌ها در یک پژوهش تجربی نشان داند که اگر دوره عدم تقارن زمانی سود از یک دوره به چند دوره افزایش یابد ارتباط بین عدم تقارن زمانی سود و نسبت M/B در آن دوره مثبت خواهد بود.

[1]Roychowdhury,  Sugata.  and  Watts,  Ross,

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 اهداف پژوهش:

  • شناسایی ارتباط بین محافظه کاری و عدم تقارن اطلاعاتی
  • شناسایی ارتباط بین محافظه کاری و نرخ بازده غیر عادی
  • تعیین تأثیر و جایگاه حسابداری محافظه کارانه در کنترل رفتارهای فرصت طلبانه مدیران
  • ارائه راه کارهایی به مقصود بهبود استانداردهای حسابداری با در نظر داشتن نتایج پژوهش 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

پایان نامه ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه و بازدهی غیر عادی و عدم تقارن اطلاعاتی شواهدی از بورس اوراق بهادار

پایان نامه ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه و بازدهی غیر عادی و عدم تقارن اطلاعاتی شواهدی از بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری


پاسخ دهید