عنوان کامل پایان نامه :

 ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه و بازدهی غیر عادی و عدم تقارن اطلاعاتی شواهدی از بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

3-2-2 – تئوری مالی جدید

در سال‌های اخیر تحقیقات بسیار زیادی در ارتباط با مشخص کردن وضعیت بازار سرمایه جهت پاسخگویی به فعالیت‌های متنوع در سرمایه گذاری انجام شده می باشد. محققین در این تحقیقات تجربی به استثناهای فراوان در بازارهای مالی پیشرو دست یافتند که مدل‌های نظری حاکم قادر به تببین آن‌ها نبودند و این موضوع سرآغازی برای مطالعه بر روی رفتارهای انسانی بود. شروع مطالعات بر روی رفتارهای انسانی و عوامل موثر بر آن به خصوص در بازار مالی و سرمایه بسیاری از مفروضات که اندیشمندان مالی سال‌ها بر اساس آن‌ها به مطالعه و پژوهش می‌پرداختند را به چالش کشیدند. یکی از چالش برانگیز ترین مشاهدات در بازارهای مالی این می باشد که بر خلاف فرضیه بازار کارا بازده سهام در بازه‌های زمانی مختلف قابل پیش بینی می باشد. یافته‌ها حاکی از آن می باشد که سرمایه گذاران همیشه به گونه منطقی، قابل پیش بینی و بدون تورش، همان‌گونه که در مدل‌های رایج در تئوری مالی مدرن نشان داده شده‌اند رفتار نمی‌کنند. همچنین بر اساس فرضیه بازار کارا، اطلاعاتی که در بازار منتشر می گردد، به سرعت بر قیمت اوراق بهادار تأثیرمی گذارد؛ به بیانی دیگر بازار نسبت به اطلاعات جدید، واکنشی متناسب با محتوای اطلاعاتی رویداد مورد نظر از خود نشان می‌دهد، به گونه‌ای که قیمت‌ها به درستی تعدیل شده و به قیمت ذاتی نزدیک می گردد. پس در بازار کارا، کسب بازده غیر عادی[1]  به گونه مستمر امکان پذیر نیست.اما پذیرش کلی این نظریه، به دلیل بروز رفتارها و پدیده‌هایی مغایر با مفروضات بازار با چالش‌هایی مواجه می باشد که خلاف قاعده‌های بازار[2] کارا، نامیده می شوند

بعضی از بی قاعدگی‌ها در بازار سرمایه که با رفتارهای عقلانی تعریف شده در تئوری مالی مدرن فاصله داشت موجب گردید تا پژوهشگران به مقصود توجیه این پدیده‌ها، بعضی از مفروضات حاکم بر تئوری مالی مدرن را کنار بگذارند و برای تفسیر و تبیین چرایی این پدیده‌ها از مکتب مدیریت مالی رفتاری که امروزه به تئوری‌های مالی جدید معروف شده‌اند، کمک بگیرند. مدیریت مالی رفتاری، بر این فرض استوار می‌باشند که گاهی برای یافتن راه‌حل‌هایی در پاسخ به معماهای تجربی، لازم می باشد که این احتمال را بدهیم که بعضی از عوامل در اقتصاد، به گونه کامل عقلایی رفتار نمی‌کنند. تالر لینتز[3] (۱۹۶۵) مدیریت مالی رفتاری را مطالعه‌ی نحوه‌ی تفسیر و عکس‌العمل بشر به اطلاعات، به مقصود تصمیم گیری آگاهانه تعریف می‌نماید.

به گونه اختصار می‌توان محدودیت در آربیتراژ، کارایی بازار و تصمیم منطقی را از پارادایم های اصلی نظریه‌های رفتاری عنوان نمود که باعث نگرانی حامیان بازار کارا می گردد. (صالح آبادی و دیگران،1390) طرفداران این مکتب از نظریه سوداگری و قاعده حاکم بر آن به مقصود پاسخگویی به محدودیت‌های آربیتراژ و شواهد تجربی که در انطباق با نظریه مطلوبت مورد انتظار نمی‌باشد، بهره گیری می‌نمایند و همچنین از مدل‌های رفتاری حاکم بر نظریات روان‌شناختی کوشش در توجیه تداوم بازده سهام و تبیین نتایجی از بازار دارند که با مفروضات کارایی بازار ناسازگار می باشد.

1-3-2-2- محدودیت در تئوری آربیتراژ

تئوری آربیتراژ یک استراتژی سرمایه گذاری می باشد که سود بدون ریسک ایجاد می‌نماید، طرفداران تئوری مدرن اعتقاد دارند که قیمت گذاری نادرست معامله گران غیر منطقی در بازار، یک فرصت جذاب سرمایه گذاری برای معامله گران منطقی (آربیتراژها) ایجاد می‌نماید و قیمت گذاری نادرست[4] از طریق معامله گران منطقی تصحیح خواهد گردید.

پیش روی طرفداران مالی رفتاری با تکیه بر این موضوع که۱) بازارهای واقعی از حالت بی نقص و کامل خود دور هستند ۲) ناسازگاری‌های متعددی از قبیل هزینه‌های معاملات هست ۳) جانشین کاملی برای بسیاری از اوراق بهادار ندارد ، نشان دادند که اگر معامله گران غیر منطقی باعث انحراف دارایی از ارزش پایه‌شان شوند، معامله گران منطقی به دلیل اینکه فرصت‌های آربیتراژی بازارهای اوراق بهادار به شدت محدود می‌باشند، نمی‌توانند قیمت گذاری نادرست را تصحیح نمایند.و به علت افق سرمایه گذاری کوتاه مدت و محدودیت‌هایی که آربیتراژها با آن مواجهند، آربیتراژ تبدیل به یک فعالیت ریسک دار می گردد و احتمالاً آربیتراژها مسئولیت آن را به عهده نخواهند گرفت (تامیدیز[5]،۲۰۰۳).

2-3-2-2- شواهدی دال بر نقص نظریه مطلوبیت مورد انتظار

بعضی از پژوهشگران عقیده دارند افراد برای اطلاعات در دسترس خود اولویت‌های خاصی قائل اند و همچنین برداشت یکسانی از آن اطلاعات ندارند. از این رو نمی‌توان برای تمامی افراد سرمایه گذار یک مدل تصمیم گیری ارائه نموده و یا تصمیمات آنان را به یک مدل کلی مطابقت داده و اگر بر اساس آن مدل تصمیم گیری نمودند آن‌ها را منطقی دانست. وضعیت و شرایط بازارها بسیار پیچیده تراز تعاریفی می باشد که در نظریه‌های موجود در تئوری‌های مدرن هست.(نیکولاس[6]،2003)کوهن و همکاران[7] (۱۹۷۵) شواهد تجربی در ارتباط با کاهش ریسک گریزی اشخاص در هنگام افزایش ثروت آن‌ها در مطالعه بورس معتبر جهان ارائه نمودند. لو و همکاران[8] (۱۹۸۸) فرض گشت تصادفی را برای بازده هفتگی سهام آزمون نمودند آن‌ها با مقایسه برآورد های واریانس بازده در دوره‌های مختلف فرض وجود گشت تصادفی را به گونه جدی رد نمودند.رایلی و همکاران (۱۹۹۲) دریافتند که ریسک گریزی افراد با سن، تحصیلات، درآمد افراد ارتباط معنی داری هست به گونه‌ای که با افزایش ثروت و تحصیلات درجه ریسک پذیری آن‌ها نیز افزایش می بابد اما بین سن افراد و ریسک پذیری ارتباط عکس هست. این محدودیت‌ها و به همراه شواهد تجربی بدست آمده مبنی بر تصمیمات غیر عقلانی سرمایه گذاران منجر گردید تا طرفداران مالی رفتاری در توجیه این قبیل پدیده‌ها به نظریه سوداگری دانیل کانمن و آموس تورسکی متوسل شوند.

[1]Abnormal Return

[2]Market Anomaly

[3]Lintner, J thaler

[4]Miss-pricing

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[5]Timediz

[6]Nicholas  Nikos S Thomadis

[7]Cohn & et al

[8]Lo & et al

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 اهداف پژوهش:

  • شناسایی ارتباط بین محافظه کاری و عدم تقارن اطلاعاتی
  • شناسایی ارتباط بین محافظه کاری و نرخ بازده غیر عادی
  • تعیین تأثیر و جایگاه حسابداری محافظه کارانه در کنترل رفتارهای فرصت طلبانه مدیران
  • ارائه راه کارهایی به مقصود بهبود استانداردهای حسابداری با در نظر داشتن نتایج پژوهش 

پایان نامه ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه و بازدهی غیر عادی و عدم تقارن اطلاعاتی شواهدی از بورس اوراق بهادار

پایان نامه ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه و بازدهی غیر عادی و عدم تقارن اطلاعاتی شواهدی از بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری